۱۳۹۱ بهمن ۱۰, سه‌شنبه

بازداشت روز نامه نگاران پاشیدن گرد مرگ بر فضای سیاسی و اجتماعی ایران

در چند روز گذشته به شکل کم سابقه ای تعدادی از فعالین سیاسی و مطبوعاتی را  بدون اینکه علتی برای  دستگیری  انها را اعلام کنند  بازداشت و روانه زندان کردند
 
هیچکس دقیقا نمیداند علت دستگیری انها چه بوده و توسط چه سازمانی بازداشت شدند
 
گمانه زنی های زیادی در مورد بازداشت  انان از سوی موافقین و مخالفین  این اقدام صورت گرفته که شاید رسمی ترین و جدید ترین ادعا توسط  بنگاههای تبلیغاتی  دستگاههای امنیتی _خبرگزاری فارس و کیهان_  ارایه شده  که به زعم اینها  ارتباط این روز نامه نگاران با  رسانه های خارج از کشور دلیل اصلی بازداشت انها  اعلام شده
 
ولی جدا از دلایل مختلفی که گفته  شده هیچ اقدامی  خارج از زمان و مکان   قابل تصور نیست  بنا براین این سوال   پیش می اید که فلسفه  این اقدامات چه میتواند باشد؟
 
در شرایط  فعلی ایران و در استانه انتخابات ریاست جمهوری   اتاق فکر گروههای امنیتی به این نتیجه رسیده که  باید قبل از شکل گیری فضای انتخاباتی باید زهر چشمی  بگیرند از کسانی که احتمال دارد  در حین انتخابات فعال بشوند
 
انها پیشاپیش گرد مرگ را بر جامعه میخواهند بپاشند به امید اینکه از این برهه زمانی به سلامت عبور کنند
 
و این بگیر و ببند ها  طبق اخبار واصله محدود به چند روزنامه نگار و فعال سیاسی  نخواهد شد وانها قصد دارند  در تمامی شهرها و حتی روستاها افراد فعال و لیدر چه در سطوح بالا و چه در سطوح میانی افرادی را دستگیر  و زندانی کنند
 
و به نسبت شناختی که از هر یک از افراد دارند انها را  تا اخر انتخابات بازداشت  و یا با سپردن تعهد ازاد میکنند  بلکه از  اتفاق افتادن انچه در سال 88 رخ داد جلوگیری کنند
 
بنابراین  همچنانکه  وزیر فرهنگ اعلام کرد   دستگیری روزنامه نگاران  به خاطر فعالیت مطبوعاتی نبوده و کاملا به خاطر مسایل امنیتی بوده و اصلا بوسیله وزارت اطلاعات  دستگیر شده اند
 
البته نه  اینکه این افراد فعالیتهای ضد امنیتی داشته اند نه
بلکه به نوعی پیشگیری از وقوع مسایل سال88 هست که وزارت  اطلاعات خود را متولی این امر میبیند و از انجا که در این کشور برای حل هر مسیله ای  یک راه حل بیشتر وجود ندارد و انهم چماق درمانی است  لذا در این طرح نیز از این شیوه استفاده شده  به طوری که انها  هر کسی را که در دور قبل فعالانه در ستاد کروبی  موسوی  خاتمی هاشمی محسن رضایی و حتی قالیباف  شرکت داشتهاند به چشم افراد خرابکار نگاه میکنند  و معتقدن که باید  فعالیت انها را زیر نظر گرفت
 
این زیر نظر گرفتن هم از شنود مکالمات تلفنی گرفته تا بررسی اس ام اس و شناسای فعالیتهای اینترنتی  گزارشات  بسیج محله و.... میشود
 
نتیجه گیری اینکه کلیه دل مشغولی نهاد های امنیتی  چگونگی مدیدریت  این رویداد سیاسی است به شکلی که از کنترل انها خارج نشود و از شکل گیری شبکه های اجتماعی  جلوگیری کنند  و از انجا که تنها راه حلانها همیشه سرکوب بوده  این بگیر و ببند ها ملول این نوع تفکر حاکم بر نهادهای اطلاعاتی است
 

۱۳۹۱ خرداد ۲, سه‌شنبه

نامه به اکبر گنجی و چند سوال


سلام اقای گنجی 
برنامه پرگار بی بی سی را داشتم میدیدم 
خوشحال بودم که شما را در یک مناظره میدیدم و دوست داشتم از قدرت کلام واطلاعاتتان در حوزه عمومی استفاده کنم 

به خصوص که شما  هم به شکل جامعه شناختی و هم به شکل فلسفی به قضایا نگاه میکنید 

به خصوص دیدگاه فلسفی و دوری از تناقض و سفسطه و مغالطات برای من خیلی جالب است 

هم چنین دوست داشتم که از دیدگاه شما بحث ازادی بیان و مقدسات و... را بشنوم که این توفیق را شبکه بی بی سی در اختیار بنده گذاشت 
ولی افسوس که انچه میشنیدم جز مغلطه و بازی با کلمات برای اثبات سخن خود چیزی نشنیدم

اقای گنجی خواهش میکنم خیلی صریح به این سوالت پاسخ بدهید 

1 ازادی بیان را تعریف کنید  و مشخصا اگر محدوده ای برای ان متصور هستید  مرز ان و خط قرمز ان کجاست؟

2 چه چیز از نظر شما مقدس هست ؟

3 مقدسات از نگاه دیگران چقدر برای شما قابل ستایش است؟

4 شما بارها و بارها در برنامه پرگار تاکید کردید که محل دعوا مسخره کردن مقدسات است . شما چه عملی را مسخره کردن مقدسات می دانید؟

5 مرز بین انتقاد توهین و تمسخر کجاست؟ ایا فکر نمیکنید که اگر قرار باشد به صرف اینکه توهین و تمسخر نسبت به عقاید ممنوع شود  دیگر انتهایش نا مشخص میشود و هر کس هر سخنی را تمسخر و توهین به خودش میداند و لاجرم همه باید لام در کام فروبرده و سخنی نگویند؟

6 هر موضوعی ممکن است برای یک فرد مقدس و برای دیگری غیر مقدس باشد ایا میتوان به صرف اینکه حرف یا عمل ما توهین به مقدسات دیگری باشد از انجام ان صرف نظر کنیم؟

7 در این برنامه باز هم به کرات از رفتار های متناقض غرب در برخورد با موضوعات مختلف و از جمله مقدسات انتقاد کردید ولی ایا این امر معیاری است برای محدود کردن ازادی بیان؟.
مثلا اگر امریکا مخالفانش را ترور میکند دلیلی بر این است که مجوز ان برای دیگران هم صادر شود

یا اگر غرب نسبت به کشتار مردم بحرین بی تفاوت است مجوزی برای بی تفاوتی انها در سوریه هم باید باشد؟


9 اگر من ادعا داشته باشم که سخنان شما توهین به مقدسات من نوعی است عکس العمل شما چیست؟ ایا حاضری گفته های خود را پس بگیری و معذرت خواهی بکنی

10 شما منکر وجود امام زمان شدید و عده زیادی از شیعیان شما را به خاطر توهین به عقایدشان مرتد خواندند ایا این باعث میشود که شما مطالعات و شناخت خود نسبت به این موضوع را انکار کنید و واقعیات را نادیده بگیرید؟

ایا گالیله  که به عقاید کلیسا توهین کرده بود شایسته حکم ارتداد بود؟ وایا گالیله باید به احترام اصحاب کلیسا واقعیات علمی را منکر میشد؟

 

۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۰, شنبه

سوالاتی که باید تجزیه طلبان به ان پاسخ دهند


هارای هارای من تورکم
این شعاری است که یعضی از ترکهای  هوت خواه/تجزیه طلب /پانترک و یا هر اسم دیگری  که میشه بر روی انان گذاشت در بعضی از گردهماییها مثل مسابقات فوتبال سر میدهند  و نظرشان  این است که تورکها یک ملت هستند که توسط فارسها استثمار شده اند و دنبال هویت گمشده خودشان میگردند

البته این هویت خواهی  در مناطق دیگر مثل کردستان  و لرستان و عربها و بلوچها و... هم با شدت و ضعف  متفاوت دنبال میشه
سخنان انها شامل طیف های گوناگونی از افراد شامل حقوق بشر و دموکراسی خواهی مبارزه با شونیسم فارس و بحثهای جامعه شناختی و.... میشه
اما براستی  هویت چیست ترک بودن و یا فارس بودن به چه معناست  ایا مدعای انان مبنی بر سلطه فارسها بر دیگر اقوام درست است و اگر درست است راه حل چیست/
واقعیت این است که بعد از سقوط ساسانیان  کشوری به نام ایران یا پرشین و یا هر نام دیگر با هویت فارسی وجود نداشته و سرزمین فعلی ایران مورد تاخت و تاز اعراب و بعد از ان با از بین رفتن اقتدار مرکزی مورد تهاجم مغولها و ترکها و دیگر اقوام واقع شده که البته به نوعی باعث تداخل فرهنگها و نزدیکی بین ملتها هم در قرون متمادی شده است چنانکه فلات ایران امروز و جمعیت ساکن در ان شامل افراد ترکزبان عرب و دیگر اقوام  شده است زبان فارسی نیز شامل لغات بسیار زیادی از کلمات عربی  ترکی و جدیدا غربی بوده و هست  فرهنگ این مرز و بوم هم نزدیکترین فرهنگ به ملتهای اطراف مثل عربها و به خصوص ترکها میباشد
حکومتهای حاکم بر این سرزمین هم یا عربها و یا ترکها بوده اند و البته سایر اقوام محلی مثل ال زیار در شمال صفاری ها در بلوچستان زندیه در لرستان و..... که سهم ترکها بیشتر از بقیه بوده است
ولی چیزی که ترکها و یا کردها در شعارهای خود مطرح میکنند نه ایران تاریخی که ایران معاصر را مورد انتقاد قرار میدهند  و مدعی هستند که با روی کار امدن رضا خان  و فرزندش و بعد از حکومت اخوندها خیلی سازمان یافته در صدد توسعه پان فارس هستند و دیگر اقوام مورد بی توجهی مطلق قرار گرفته اند  تا جاییکه خطر اسمیله شدن در فرهنگ فارس را هشدار میدهند
باز سوالات را تکرار میکنیم
هویت خواهان منظورشان از هویت چیست ؟  هدف از هویت خواهی چیست؟ و ایا فارسها مسیولیت عقب ماندگی ویا سرکوب هویت انها شده است ؟

ظاهرا هیچ ملاکی برای تعیین هویت وجود ندارد انچه من از مجموع گفته های انان شنیدم تکیه بر زبان مادری است  یعنی کوردها تنها تفاوتشان با دیگر اقوام ایرانی زبان  انهاست و یا تورکها  کسی را که به زبان تورکی صحبت کند  را جزیی از ملت ترک مینامند

شاید برای هویت سازی به بعضی از خرده فرهنگ ها هم اشاره کنند ولی اینها تمایز چندانی ایجاد نمیکند چنانچه بسیاری از همین خرده فرهنگها هم در فرهنگ فارسها و دیگر اقوام هم وجود دارد

البته انها به حق  خواهان فراگیری به زبان مادری هستند و حکومت گران ایران هم خیلی ناشیانه جلوی این حق طبیعی را میگیرند ولی چیزی که اهمیت دارد دشمن ساخته ذهن این گروه است  یعنی خواسته به حق خود را که توسط حکومتهای سرکوبگر پایمال شده را به ناحق به دشمن فرضی فارس نسبت میدهند  تو گویی که این حکومت تمام هم و غم خودش را معطوف فرهنگ فارس قرار داده در صورتی که این حکومت  به شدت با فرهنگ فارس مخالف است و فارسها بیشترین کینه را از این حکومت به خاطر ترویج فرهنگ عرب و مبارزه با ایران دوستی انجام میدهد
یکی دیگر از انتقادات انها عقب ماندگی مناطق غیر فارس میباشد
که البته باز هم هیچ متر و معیاری نشان نمیدهند و بیشتر در حد همان شعار برای تحریک احساسات  باقی میماند
مثلا بر طبق امار ارایه شده مناطق لر نشین  و زاگرس نشین شامل لر ها و کوردها  و استان فارس محرومترین نقاط کشور محسوب میشوند در حالی که مناطق ترک نشین جز مناطق توسعه یافته کشوری محسوب میشه 
یکی دیگر از انتقادات انها عدم به کار گیری اقوام غیر فارس در مناصب کشوری و لشگری میباشد
جمهوری اسلامی یک حکومت مستبد با ایدویولوژی شیعی است  بنا براین از دید انها کسانی مناسب تصدی مناصب حکومتی هستند که 2 ویژگی را داشته باشند  یک: وفادار به جمهوری اسلامی و ایدویولوژی مذهبی انان باشد    دو: شیعه باشد
که البته اولی مهمتر از دومی میباشد  بنابراین تبعیض در این مورد نه بر اساس اقوام و یا تفاوتهای زبانی که بر اساس  اشتراکات مذهبی بنا شده است
بنا بر این در این مورد اقوم غیر شیعی مثل کوردها و بلوچها بسیار مورد تبعیض قرار میگیرند در حالی که ترکها فارسها و عربها بیشترین مناصب را در اختیار دارند و تاریخ هم نشان داده که هم حکومت جمهوری اسلاامی و حتی حکومت پهلوی محدودیتی برای تورکها قایل نشده چنانچه اکثر وزرا و وکلا و نخست وزیران  از تورکها بوده اند در همین حکومت فعلی از رهبر گرفته تا وزیر و وکیل و رهبر اپوزوسیون  ملی مذهبی و... ترک هستند
و البته نکته ان هم این است که هویت خواهان باز به ناحق این تبعیض را به غیر فارس بودنشان نسبت میدهند وجالب اینجاست که در این میان فارسها بیشتر از بقیه سرکوب میشوند ولی  تجزیه طلبها به راحتی از کنار این موضوع میگذرند

یکی دیگر از انتقادات انها عدم اجازه فعالیت سیاسی به اقوام غیر فارس میباشد
چنان این موضوع را در بوق و کرنا میکنند که گویی فارسها به صرف فارس بودنشان اجازه هر نوع فعالیت سیاسی را دارند و این محدودیتها فقط شامل اقوام غیر فارس میشود 
این حکومت با هر نوع سلیقه سیاسی و تنوع فعلیتهای سیاسی مخالف است و اتفاقا به تنها موضوعی که برای مشارکت یا عدم مشارکت افراد در فعالیتهای سیاسی  فکر نمیکند همین مسیله قومیت هاست  انها اگر کسی به عقاید انها پایبند باشد به جمهوری اسلامی معتقد باشد  و برای انها کار بکند به او همه نوع امتیاز اعم از سیاسی اقتصادی و... را میدهند خواه ترک باشد یا لر یا بلوچ و یا فارس و اگر کسی بنای مخالفت با مثلا ولی فقیه را داشته باشد حتی اگر مرجع تقلید شیعه و فارس  هم باشد وی را سرکوب کرده و اجازه هیچ نوع فعالیتی برای وی نمیدهند  به امار زندانیان سیاسی نگاهی بیندازیم متوجه در صد بالای زندانیان فارس به نسبت سایر اقوام میشویم 
به عبارتی سرکوبی فعالین سیاسی توسط یک حکومت خودکامه دست اویزی برای گروهی هویت خواه شده است که طبق معمول انرا به دشمن خوساخته شاه یعنی قوم فارس نسبت میدهند

واما مهمترین چالش انها تعریف هویت و ملت و سرزمین است
انها از یک طرف قوم فارس را به شونیزم متهم میکنند و میگویند که فارسها حقوق سایر اقوام را پایمال کرده و همه چیز را برای خودشان میخواهند ولی از طرف دیگه  در شعارها و نوشته هایشان ارمان شهر انان شهری است که فقط قوم خاص خودشان صاحب همه چیزهایی باید باشد که الان توسط قوم فارس تصرف شده  انگار که در ان ارمانشهر جایی برای سایر اقوام نیست و یک شونیسم قومی وناسیونالیزم افراطی را ترویج میکنند مثلا در حالی که خیلی از شهرهای ایران ترکیبی از اقوام میباشد مثل ارومیه یا نقده و..... کوردها خواهان شهری با محوریت کردها مبیاشد و تورکها خواهان تسلط ترکها بر این سرزمین و انگار چیزی به نام انسانیت در این میان گم شده و یا انسان خوب انسانی است متعلق به قوم خاص
انها از حقوق پایمال شده خود توسط فارسها مینالند و در پس زمینه ذهنشان هیچ حقوقی برای اقوام دیگر متصور نیستند

انان برای رسیدن به ارزوهایشان علاوه بر فرهنگ و زبان و تعلقات فرهنگی به جمعیت و سرزمین هم نیاز دارند که البته در این دو فاکتور هم به شدت دچار تناقض هستند  مثلا تجزیه طلبان ترک در حالی که بسیاری از شهرهای ترک نشین در نقشه  ترسیمی انها دارای تنوع قومیتی هست و انها هیچ حقوقی برای دیگر شهروندان قایل نمیشوند  شهرهای ترک نشین دیگر مناطق ایران را از قوم ترک نمیدانند 
اگر ملاک زبان ترکی باشد که در اکثر شهر های ایران گروهها و افراد ترکزبان وجود دارند چرا مبارزات بشر دوستانه شما شامل حال انان نمیشود و یا ما کردهای خراسان را داریم ایا تلاش برای حقوق از دست رفته کردها شامل انان نیز میشود؟
تکلیف شهروندان فارس زبان در مناطق کرد نشین و یا ترک نشین چیست؟ ایا حقوق انان به رسمیت شناخته میشود؟
اصلا مرز سرزمینی را چگونه تعیین میکنید  مثلا ترکها در بعضی مناطق با کوردها سرزمین مشترک دارند در قسمتهای شرقی با گیلکی ها مشترکند در جنوب مناطق مشترک با لر ها و فارس ها دارند
اصلا خود تهران نصف جمعیت ان ترک هست و به قولی دومین شهر بزرگ ترک نشین دنیا میباشد  ایا تهران هم جزیی از قلمرو انان است ؟ اگر نیست چرا اینهمه جمعیت ترک باید در سرزمین دیگر ان زندگی کنند و مشکلی هم ایجاد نمیکند و شما هم قایل به حقوق انان نیستید ولی ان بخش از مردم ترک حقوقشان دارد پایمال میشود و لا جرم باید در سرزمین جداگانه و حکومتی جداگانه زندگی کنند ؟
نتیجه
هر شهروند حق تعیین سرنوشت خود را دارد حق حیات حق تعیین مکان زندگی حق صحبت به زبان مادری و ....
هیچکس نمیتواند منکر این حقوق بشود
در ایران هزاران سال اقوام مختلف کنار هم زندگی کرده اند فرهنگ و تمدن مشترک داشته اند و به فراخور  زمان هر قومی گاهی مسلط و گاهی مغلوب بوده  تا امروز
در دنیایی که به شدت و سرعت دارد جهانی میشود  و سرعت تکنولوژی انسانها را هر چخ بیشتر دارد به هم نزدیک میکند سرزمین ما به خاطر حکمرانی عده ای نا لایق اقوام ساکن در این سرزمین را روز به روز از هم دورتر میکند و تخم نفاق و کینه و اختلاف را برای دوام چند روز بیشتر حکومتشان در بین اقوام میپراکنند  و عده ای سود فرصت طلب نیز از این اب گل الود میخواهند ماهی بگیرند  انها تمام کاستیها و تبعیض ها را به دروغ به پای قوم فارس مینویسند در حالی که درد مشترک همه ما استبداد است و همه به نوعی داریم در زمین استبداد بازی میکنیم
اقوام  ایرانی باید به جای اختاف داشت و جنگ با یکدیگر به ریشه همه این مشکلات بپردازند که همانا استبداد است
در سایه یک حکومت ملی و دموکرات میتوان حقوق اقلیت ها را به رسمیت شناخت  سرزمین همه اقوام اعم از فارس و ترک و کرد و بلوچ را اباد کرد در سایه ازادی میتوان در کنار همدیگر مسالمت امیز زندگی کرد
کدام یک از حقوق را نمیتوان در یک حکومت دموکرات به دست اورد که با جدایی از سرزمین مادری میتوان به ان رسید ؟
همراه شو عزیز همراه شو/ کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود

من در این پست منتظر سوالات تجزیه طلبان / هویت خواهان میباشم و از نقطه نظرات انها استقبال خواهم کرد

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۹, جمعه

شریعتی بازار

واسه من سس نریز
.
.
.
.
.
.
.
دکتر علی شریعتی در فلافلی


درب خودرو باز است
(سمند دکتر علی شریعتی)


با اینکه من اندازه قلمش بودم ولی قلمش را بیشتر از من دوست داشت

(الت دکتر شریعتی)

اگر کسی به تو بدی کر !
صبر پیشه کن و ارام باش و صبور.......!
تا در فرصت مناسب   چو کنی من قنش

(یکی از شاگردان لر دکتر شریعتی)

کافری که همه را به کیش خود پندارد بهتر از مومنی که همه را به .... پندارد

دکتر شریعتی هنگام خروج از دفتر احمدی نژاد



خرچ . خرچ . خرچ . خرچ . خرچ

دکتر شریعتی هنگام خوردن خیار


با دوست دختر خود ازدواج کنید و گرنه مجبورید با دوست دختر دیگران ازدواج کنید

(دوست دختر دکتر شریعتی)

jsa egrwgd    3egh jqheriuiuhiuheq q3ueyial3  jury  43jnwjk hr 34urh  4ryiu glj

سخنی گهر بار از دکتر علی شریعتی
فقط بنده خدا یادش رفته alt+shiftرا بگیره

چرا گشنیز نیومدی
"دکتر شریعتی بعد از حاکم کوتی"

فلق فلق.فلق . فلق . فلق .
فلق . فلققق..........
دکتر شریعتی در حال گاییدن زینب شریعت رضوی

۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه

چند تا پیامک غیر مرتبط



من راه تو را بسته
تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست
وقتی همه دیواریم


وقتی مینویسیم "موسی"  و  "عیسی"  و میخوانیم "موسا" و "عیسا"

"تولید ملی" و "ثروت ملی"  میشود  "تولیدملا و ثروت ملا "



انسانیت پیشرفت نخواهد کرد و روی خوشبختی نخواهد دید  تا هنگامی که گوشتخوار است(صادق هدایت)



چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است



تو شاهکار خالقی  تحقیر را باور مکن/ بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش / زیبا و زشتش پای توست/ تقدیر را باور نکن/
تصویر اگر زیبا نبود  نقاش خوبی نیستی / از نو دوباره رسم کن . تصویر را باور نکن

خالق تو را شاد افرید / ازاد ازاد افرید / زنجیر را باور نکن






۱۳۹۰ اسفند ۱۱, پنجشنبه

دل نوشته های تحریم کنندگان انتخابات

رای اولی ها : عزیزم من دوست دارم اولین مهری که توی شناسنامه ام میخوره مهر ازدواج باشه!

اصلاح طلبها: ما در انتخابات شرکت میکنیم تا نشان بدهیم این نمایش انتخابات است و نه خود ان

اپوزیسیون: ما تنها در انتخاباتی شرکت میکنیم که برگ رای ان دو گزینه داشته باشد  اری یا نه به جمهوری اسلامی

زنان : ما در دو حالت رای میدهیم یا جمعیت مان دو برابر مردان باشه یه حقوقمان دو برابر  حقوق فعلی

کودکان: خوشبختانه  ما خارج از اراده خود و بالاجبار نمیتونیم در بازی و نمایش حکومت  دخالت کنیم

چت بازها: ما پشت کامپیوتر انتخابات را تحریم میکنیم  انقلاب میکنیم . حکومت عوض میکنیم . جامعه مدنی تشکیل میدهیم و...... بابا ول کن دیرموقعه میخوام بخوابم

زندانیان سیاسی: ما رای دادیم زندانی شدیم شما رای ندهید تا ازاد باشید

۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

سکوت نخبگان در برابر تاجگذاری جدید در ایران

اقای خامنه ای چند روز پیش در کرمانشاه رسما از منویات درونی خود پرده برداشت و خواست تا در اینده قانون اساسی  تغییر کند و برای پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی ساختار حکومت از ریاستی به پارلمانی تغییر کند  خواسته ای که قبل از ان از زبان یکی دو نفر از نزدیکانش مطرح شده بود و با سکوت نخبگان و روشنفکران مواجه شده بود که البته بعد از جدی شدن قضیه هنوز هم در بایکوت خبری روزنامه نگاران و نخبگان سیاسی قرار گرفته است

راستی چه شده که همه سکوت کرده اند ؟ ایا ابعاد قضیه کوچک و بی اهمیت است؟ یا اینها سعی میکنند با کش ندادن موضوع انرا بی اهمیت جلوه بدهند  تا خود به خود منفی شود؟

یا شاید هم هنوز به اهمیت موضوع پی نبرده اند ؟  شاید هم از ترس اینکه با انگ مخالفت با منویات اقا مواجه شوند  لام در کام کشیده اند؟

ولی برای نشان دادن اهمیت موضوع باید سعی کنیم بفهمیم که چرا این موضوع در چنین شرایطی مطرح میشود ؟
چه اهدافی از پارلمانی شدن حکومت به دست میاید ؟
چه معایبی سیستم ریاستی برای حکومت دارد ؟
ویا مزایا و معایب هر کدام برای مردم چیست ؟

شک نیست که انتخابات و جمهوریت با حکومت مطلقه مغایرت دارد و دیکتاتورها اصولا دوست دارند مردم گله وار برایشان سوت و کف بزنند انها دوست دارند مردم به شکل توده ای دور انها جمع شوند و به دنبال انها بدوند تا نمایشی از قدرت و محبوبیت خود را به را به رخ رقیبان خیالی بکشند  
در جمهوری اسلامی هر روز که میگذرد ابعاد این تناقض بیشتر خود را نشان میدهد از یک طرف عده ای به دنبال حکومت اسلامی و ولایت مطلقه هستند از یک طرف با قانون اساسی مواجه هستند که بخشی از حاکمیت با انتخاب مردم تعیین میشوند  هر چند انها با فیلترینگ شورای نگهبان رقبا را پالایش میکنند و فقط میدان را به خودیها میدهند ولی حادثه دوم خرداد تمام خوابهای انان را اشفته کرد و ناخواسته و بدور از محاسبات انان نامحرمان به گروه بسته حاکمیت وارد شدند این حادثه انقدر برایشان گران بود که فرمانده سپاه و نماینده ولی فقیه در سپاه رسما گفتند که دیگر نخواهند گذاشت دوم خردادی دیگر شکل بگیرد و نگذاشتند  با هر حیله و کلکی که شد جلوی ورود نامحرمان را گرفتند ولی از انجا که حکومت استبدادی همیشه همراه است با ریزش مدام و حذف رقبا  .  این بار هم حذف به خودیها رسید در دو انتخابات ریاست جمهوری گذشته که با شایبه تخلف و تقلب برگزار شد  انحصار طلبان تمام تلاش خود را کردند که قدرت در دست نزدیکترین حلقه قدرت قرار بگیرد ولی  با یک تناقض دیگر روبرو شدند 
انها از یک طرف میخواستند به رقبا بفهمانند که شما ها در بین مردم پایگاه چندانی ندارید و این کار را با نشان دادن اختلاف ارا کاندید مد نظرشان با کاندید رقیب  به انجام رساندند ولی از طرف دیگر همین نوکر حلقه به گوششان مدام به رخشان میکشید که من 24 ملیون رای را خودم به دست اوردم . که سهل است بخشی از ارا من به خاطر حمایت شما از دست رفت
حرفی که برای صد در صدی ها و انحصار طلبان بسیار گران می امد چه انکه انها میخواستند این ارا به حساب محبوبیت ولایت مطلقه واریز شود نه شخصی مثل احمدی نژاد که انها انرا نوکر در خانه شان هم حساب نمیکردند
این شد که اتاق فکر مطلقه ها به این نتیجه رسید که اصلا چه لزومی دارد مردم شخص دیگری را دوست داشته باشند با وجود رهبر فرزانه اصلا چه لزومی به  ریاست دیگری هست  ؟
رهبر که هم مدیر هست هم مدبر  . رهبر که اگر تما دریاها جوهر شود توان نوشتن در باره اوصاف وی را ندارد .رهبر که هدیه خداوند به بشریت است و اگر همه نعمات خداوند را در یک کفه ترازو بگذاریم و نعمت رهبری را در یک کفه اصلا قابل قیاس نخواهد بود
با وجود چنین رهبری هیچ نیازی نیست که مردم گوسفند وار دنبال فرد دیگر بدوند وحل مشکلاتشان را از فرد دیگر بخواهند


میماند کسی که توان اجرای منویات رهبری را داشته باشد که انهم با اشاره رهبر توسط مجلس فرمایشی انتخاب خواهد شد و اگر هم فضولی کند دیگر نخواهد توانست تعداد ارا مردم را به رخ بکشد و با همان اشاره که امده بود خواهد رفت

وگرنه از این تغییرات ابی برای سر مردم گرم نمیشود  انها نه به فکر دموکراسی هستند و نه به این می اندیشند که با این تغییرات خدمت به مردم راحت تر انجام میشود

از انجایی که ولایت مطلقه خیلی زود وارد معرکه شد این پشنهاد را خودش شخصا تایید کرد بعید میدانم کسی در داخل در این باب قلمفرسایی کند که سهل است خیلی از سیاستمداران و قلم به دستان مزدور مدام در این موضوع خواهند نوشت و خواهند گفت که به به و چه چه  . چه پیشنهاد جالبی . عجب نظریه خوبی . رهبر تمام مشکلات رادیده و راه حل انرا ارایه داده و.............
از جمله دیدم یکی از نمایندگان مجلس گفته که چنین تغییراتی باعث هماهنگی بین ارکان نظام میشود و باعث عدم خودکامگی نهادهای قدرت میشود و نظارت مجلس بر دولتیها بیشتر خواهد شد و....
ولی این سوال بی جواب میماند که اگر با حذف یکی از نهادها هماهنگی ارکان بیشتر میشود چرا باید نهاد انتخابی ریاست جمهوری به نفع ولایت مطلقه حذف شود؟ و نه بالعکس

اگر قانون قابل تغییر است خب این هم یک پیشنهاد نهاد ولایت مطلقه حذف شود و نهاد ریاست جمهوری باقی بماند  تا هم دیگر اختلافی پیش نیاید هم مردم در سرنوشت خودشان مشارکت مستقیم داشته باشند؟
واما تعجب بیشتر من از روشنفکران  . روزنامه نگاران و نخبگان سیاسی است که گویا در یک شوک فرو رفته اند و به ابعاد خطرناک این ماجرا نمیپردازند و عملا در یک بایکوت خبری قرار گرفته اند

سکوت در این زمینه اگر خیانت نیست پس چیست؟ چرا هیچ کس در این موضوع نمینویسد ومردم را از ابعاد این پروژه اگاه نمیکنند