۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه

شرکت در انتخابات آری یا نه


 

شرکت در انتخابات آری یا نه

چندی است در  شبکه های مجازی و شبکه های اجتماعی  بحث های فراوانی درگرفته بین فعالین سیاسی و مدنی  با این موضوع که ایا شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 92  باعث برون رفت از وضع موجود میشود یا نه به عکس باعث مشروعیت به نظام استبداد حاکم میشود  در چند جلساتی که بنده نیز حضور داشتم سخن موافقان و مخالفان را شنید م  و البته  همیشه به عنوان موافق صحبت کردم  که سعی میکنم دلایل  خودم و سایر موافقین  را اینجا مطرح کنم  ولی قبل از ان باید به استدلالهای مخالفین  پرداخت که خلاصه ان به شرح زیر میباشد

1 شرکت در انتخابات به منزله مشروعیت بخشیدن به نظام حاکم است

2 شرکت در انتخابات پشت پا زدن به ارمانهای جنبش سبز و خونهای ریخته شده است

3 با توجه به  وضعیت سیاسی موجود و خفقان حاکم اصلا امکان شرکت و یا تاثیر گذاری بر روند موجود منتفی است

4 انها اصلا اهمیتی به رای مردم نمیدهند و هرکس را که خودشان بخواهند  انتخاب میکنند

5 حتی به فزض ازاد بودن نسبی انتخابات و اجازه فعالیت سیاسی و حتی بردن رقابت انتخاباتی  تجربه دوران اصلاحات نشان داده که نهایتا رییس جمهور یک تدارکاتچی بیشتر نخواهد بود

6 تجربه شکست اصلاحات باید ما را هشیار کند و راههای بهتری برای تغییر بیابیم

 

اینها مجموعه  دلایلی است  که مخالفین شرکت در انتخابات مطرح میکنند که البته بعضی از انها  قابل تامل هستند ولی به شکل کلی انها فقط انتقادات را مطرح میکنند  و تقریبا هیچ راه عملی برای  برون رفت ارایه نمیدهند و برنامه انها بیشتر یک انفعال از سر اسیتیصال را نشان میدهد

انها هیچ وقت نمیگویند که عدم مشارکت چه منفعتی برای جنبش خواهد داشت  و چه معادله ای را در جناح حاکم تغییر میدهد

اول اینکه  شرکت در انتخابات حق تک تک افراد است  و ما نباید بایستیم تا جناح حاکم به ما اجازه بده تا در انتخابات شرکت کنیم  بازی را خودمان شروع کنیم و زمین بازی را خودمان تعیین میکنیم  این مشارکت صرف  هیچ خاصیتی که نداشته باشه دارای مزایای زیر میباشد

 
الف  مشارکت سیاسی در دراز مدت نهادینه شده و باعث یادگیری مقدمات دموکراسی خواهد شد

ب کاندیدها حتی اگر همه شان از جناح حاکم باشد  در این ایام مجبورند به سراغ مردم بیایند و اینجا میتوان مطالبات مدنی را به یک خواست عمومی تبدیل کنیم و این خواست عمومی از یک طرف باعث شکاف در جناح حاکم شده و از یه طرف باعث میشه مطالبات اجتماعی توسط کاندیدها به سطح بالای حاکمیت کشیده بشه

 

دوم اینکه  تحریم انتخابات هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد  جز اینکه انها بدون دغدغه و بدون اینکه قولی به این خواستهای اجتماعی داده باشند انتخابات را برگزار خواهند کرد و نگران عدم مشارکت مردم هم نخواهند بود چرا که انها  با تبلیغ  فراوان وانواع و اقسام ترفندها مردم را به رای دادن ترغیب خواهند کرد مثلا شایعه میکنند که اگر کسی شرکت نکنه یارانه اش قطع خواهد شد کما اینکه از همین الان این این شایعه را مطرح کرده اند   در ضمن حتی اگر مشارکت هم پایین باشد انها با امار سازی و پروپاگاندای خود  مشارکت را وسیع و گسترده اعلام خواهند کرد  

سوم اینکه حتی اگه قرار باشه انتخابات تحریم شود  به این شکل موفقیت امیز نخواهد بود  چرا که باید یک نفر مثل خاتمی بیاد تو صحنه همه فعالین سیاسی و مدنی را سازماندهی کند  شبکه های اجتماعی به هموصل شود انگاه اگر رژیم عقب نشینی نکرد با قدرت و سازماندهی کامل انتخابات تحریم شود  به عبارتی پروژه تحریم را دقیقه نود هم میشود اجرا کرد ولی پروژه مشارکت نیاز به صرف هزینه های زیاد و فعالیت شبانه روزی دارد  نباید گذاشت جناح حاکم با خیال راحت انتخابات را برگزار کند  در غیاب  یک  حضور فعالانه انها بدنه اصلی اصلاحات که قشر متوسط جامعه هستند  را جذ ب خواهند کرد و انوقت عدم مشارکت نخبگان جامعه چندان به چشم نخواهد امد

چهارم- این مشارکت نه به منزله مشروعیت بخشیدن به نظام حاکم است و نه به منزله پشت پا زدن به ارمانهای جنبش بلکه صرفا یک کنش سیاسی است در راستای همان اهداف  یعنی اصلاح دموکراتیک نظام استبداد

اگر موفقیت امیز بود که گام اول را جهت رسیدن به ارمانهای دموکراسی خواهی برداشته ایم و اگر هم منجر به نتیجه دلخواه نشد حداقلش اینه که شبکه های اجتماعی و بدنه اصلاحات را سازماندهی کرده ایم  خواستهای اجمتماعی را به یک خواست عمومی بدل  کرده ایم و نظام حاکم را با یک چالش جدی مواجه میکنیم  که هیچ کدام از این موضوعات در عدم مشارکت  و تحریم انتخابات  به دست نخواهد امد

پنجم- اتفاقا تجربه مشارکت در انتخابات نشان داد که چه مشارکت منتج به موفقیت باشد مثل دوم خرداد و چه منتج به  رسیده به اهداف دلخواه نباشد مثل خرداد88  در هر دو صورت  یک موفقیت برای جنبش دموکراسی خواهد شد  چرا که نظام را بر سر دوراهی قرار میده که  در هر دوحالت اب خوش از گلوی مستبدین فرو نخواهد رفت و حکومت انها بسیار پر هزینه خواهد شد

و عدم مشارکت در انتخابات هم همیشه به نفع حاکمیت بوده هم تجربه خرداد84 جلوی چشممان هست هم انتخابات شوراها و هم انتخابات مجلس نهم  انها با حداقل مشارکت و بدون هزینه ارکان نظام را در دست قرار دادند و از انجا به گسترش نفوذ خود پرداختند

 

نتیجه گیری اینکه  شرکت فعالانه  انقدر مزایای  گوناگون  خواهد داشت  که نکات منفی ان چندان به چشم نخواهد امد  راه حل هم این است که افرادی که توان بسیج عمومی دارند مثل   خاتمی . سید حسن خمینی . عبداله نوری موسوی خویینی ها و حتی افرادی مثل هاشمی رفسنجانی و.... هرچه سریعتر وارد کارزار شوند تا  شبکه های اجتماعی  در حول این اشخاص  جمع و متحد شوند  انگاه ردصلاحیت و یا عدم ردصلاحیت انها توسط نظام بسیار برای انها هزینه مند خواهد شد

 

البته لازم است که یک کاندید سرشناس  مثل  محمد علی نجفی و یا مطهری وعارف هم ثبت نام کنند و رزرو باشند تا در صورت رد صلاحیت همه امکانات در اختیار انان قرارداده شود 

 

۱ نظر:

  1. شرکت در هر نوع انتخاباتی باعث یادگیری مقدمات دموکراسی نیست. اگر اینطور بود مردم در انتخابات دوره شاه اگر زیاد شرکت می کردند دموکراسی یاد می گرفتند و انقلاب نمی کردند. به نظرم مردم دموکراسی بلدند حکومت بلد نیست. باید به آنها یاد داد.
    شرکت نکردن در انتخابات پشت آنها را خالی خواهد کرد و در حالت ترس از فروپاشی و حمله خارجی قرار می دهد. اما شرکت کردن پشت آنها را گرم کرده و به همین سیاست ها ادامه خواهند داد. خصوصا به سرکوب بیشتر جنبش سبز.

    اگر سبزها در انتخابات شرکت کنند جناح حاکم متحد خواهد شد و شکافی که بوجود آمده از میان می رود. آنها مطالبات مدنی و خواست عمومی مردم را کاملا می دانند مشکل این است که نمی خواهند به برآوردن آنها تن بدهند.
    در یک جامعه بسته پروژه تحریم را نمی توان در دقیقه 90 اجرا کرد. برای آنهایی که هایی که می خواهند شرکت کنند اطلاع رسانی و توجیه زیاد نیاز است. اصلاح طلبان رایشان در جیبشان است. کافی است خاتمی بیاید مردم عادی هم که به او رای بدهند کافی است که برنده شود. منتهی همه مشکل این است که نتیجه صندوق چیز دیگری بیرون می آورند. مگر یک آدم عاقل چند بار باید 22 خرداد 88 را تجریه کند. بلا نسبت زن روسپی هم یک بار کلاه سرش بگذاری بار دیگر خودش را نمی فروشد.

    خیلی مهم نیست چقدر اعلام کنند که شرکت کرده اند. مهم این است که خودشان متوجه می شوند که چقدر واقعا مردم گوش به حرفشان می کنند.

    پیشنهاد آمدن یک نفر مثل خاتمی از هم الان پیشنهاد خیلی خوبی است. اما او را چنان تهدید می کنند و مثل دفعه پیش داستان بی نظیر بوتو برایش می خوانند که خودش وادار به کناره گیری شود.

    دوست عزیز حاکمیت مشارکت در انتخابات به آن معنای همیشگی که قبلا در دوم خرداد 76 و 22 خرداد 88 نمی خواهد. آنها فقط دوست دارند مردم روز انتخابات بیایند رای بدهند و بروند خانه هایشان. مشارکت از نظر آنها یعنی همین. مقدماتش که سبزها به دنبالش هستند را به هیچ وجه اجازه نمی دهد. وقتی می گویند باید از خاتمی برائت کنید بعد حرف از انتخابات بزنی باید بفهمی منظورشان چیست.

    در انتخابات مجلس نهم هم اگر اصلاح طلبان شرکت می کردند باز نتیجه همین می شد. مگر علی مطهری نگفت که سپاه در نتیجه برخی کاندیداها دخالت کرده. مگر باهنر از جابجایی آرا نگفت.

    دوست عزیز که این مطلب را نوشتی 22 خرداد 88 تجربه تاریخی بود که خیلی واقعیت های حاکمیت در ارتباط با انتخابات را برملا کرد که اگر حافظه داریم نباید از یاد ببریم. به من بگو که چرا حکومت دایم از از هر که دستش بیاید می گوید باید از میرحسین و کروبی برائت کنی.

    سبز مانی و فعال
    طالب موذنی

    پاسخ دادنحذف