تنها دو ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری و تقریبا هیچ
حسی در بین مردم وجود ندارد انگار گرد مرگ بر صورت مردم پاشیده شده
است نظام حاکم چنان فضا را امنیتی کرده و
چنان از جنب و جوش مردم واهمه دارد که
انگار هر جنب و جوشی از سوی مردم دیوار
امنیتی انان را دچار ترک میکند و لرزه ای به خانه شیشه ای انان می اندازد مطلوب انها این است که یک انتخابات بی روح و بدون رقیب حتی به قیمت
پایین بودن مشارکت مردم برگزار شود
در مورد اصلح طلبان و اپوزوسیون داخلی حرفهای زیادی زده شده
و گفته شده و نوشته های زیادی در دسترس هست که پرداختن به ان نه مجالی هست و نه فایده ای خلاصه ان به شکل زیر است
الف – بعضی ها معتقدند شرکت در انتخابات فایده ای
ندارد که دلایل متعددی برای اینکار دارند
از جمله نظام نامزدهای واقعی را رد صلاحیت
میکند و شرکت در انتخابات بدون ازادی
زندانیان سیاسی فایده ندارد و خیانت به شهدای " رای من کو" میباشد حتی
در صورت انتخاب شدن رییس جمهور کاره ای نیست
و نمیتواند کاری از پیش ببرد و
انتخابات تنها تبلور اصلاحات نیست و......
ب – عده ای معتقد به حضور مشروط هستند که بعضی از شروط انها
مثل رفع حصر موسوی و کروبی ؛ اجازه حضور قدرتمند به انها در انتخابات؛ تضمین تایید صلاحیت کانیدید مد نظر و..... میباشد
ج – عده ای خواهان
مشارکت در انتخابات به هر قیمت و
هر شکلی هستند اینها مدعی هستند که در
صورت عدم حضور برای همیشه از صحنه سیاست کنار زده میشوند و معتقدند به جای شرط گذاری برای نظام ما شرایط
انها را بپذیریم
حال نیروهای فعال و نخبه جامعه باید چکار کنند ؟ وظیفه شان در قبال جامعه چیست؟ ایا تحریم انتخابات جواب میدهد ؟ یا شرکت در آن
چنین نتیجه به بار میاورد
در صورتی که پاسخ گزینه دوم باشد مشارکت با چه کیفیتی میتواند نیازهای جامعه را براورده کند؟
1 هم چنانکه در بالا ذکر شد مطلوب نظام
انتخاباتی بدون درد سر و کم حاشیه
با حضر رقبایی ضعیف
که احتمال تغییر فضار را نداشته باشند و پیروز شدن کاندید مد نظر با رایی
متوسط و البته خیلی بالا تر از رقبای ضعیف شده
2 اپوزیسیون داخلی
دچار سردر گمی مشارکت و یا عدم مشارکت هست و تکلیف خودش را نمیتواند مشخص
کند
3 دولت به علت عدم پایگاه مردمی و از دست دادن پایگاه حاکمیتی قدرت
تغییر فضا را نخواهد داشت
این فضای فعلی سیاسی کشور است که نشان از سردرگمی خمودگی و
رکود سیاسی است
اما در جناح اصلاح طلب وضع از این هم بغرنج تر است و تقریبا هیچ کس نمیداند تکلیفش چیست انها هم از سوی جناح حاکم تحت فشار هستند و هم از جانب دوستان سبزشان و هم از جانب اپوزیسیون داخلی و خارج از
کشور
به هر روی من نمیخواهم
اینجا به وضعیت بغرنج انها
بپردازم که در حد کافی به انها پرداخته
شده من قبلا در چند مطلب نظر خود را مبنی
بر حضور فعال و حداکثری در انتخابات اعلام کرده ام و دلایل خود را گفته
ام در اینجا سعی خواهم کرد راهکار و کیفیت حضور در انتخابات را از دید خود
شرح دهم
برای حضور فعالانه
باید از حالت شعار زدگی بیرون امد و با سنجش واقعیات به رقابت پرداخت و برای رسیدن به اهداف قدمهای
عینی برداشت
و اما واقعیتهای موجود
الف – جناح حاکم نمیخواهد قدرت را به رقیب واگذار کند و در این راه از تمام ابزار
خود اعم از تخریب رقیب ؛ رد صلاحیت
نامزدهای جدی ؛مهندسی انتخابات ؛ استفاده از امکانات دولتی و غیر دولتی استفاده خواهد کرد
ب – جبهه اصولگرایان دچار تشتت و چند پارگی است به شکلی که گاه از رقبای درون
جناحی خود بیشتر از رقیب سنتی (اصلاح طلبان) واهمه دارند که این میتواند به نفع اصلاح طلبان تمام شود اگر از این فرصت
استفاده کنند
ج – با توجه همزمانی انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شوراهای شهر و روستا تحریم انتخابات بی فایده
خواهد بود و البته فرصت خوبی خواهد
بود تا با سازماندهی شبکه های
اجتماعی هر دو انتخابات را با پیروزی اصلاح طلبان پشت سر گذاشت
اما با توجه به این واقعیات باید چگونه وارد فضای انتخاباتی شد ؟
با توجه به اینکه جناح حاکم خواهان فضای سرد و بی روح و
کنترل شده انتخابات است باید با یک اقدام
به موقع بازی انها را به هم زد وتوپ را در
میدان انها به گردش دراوریم و بهترین حالت
حضور یک کانید قدرتمند و اجماع بر روی ان
کاندید میتواند فضا را به نفع اصلاح طلبان
تغییر دهد گزینه هایی مثل سید حسن
خمینی خاتمی و هاشمی رفسنجانی برای این کار بسیار مناسب هستند ولی واقعیتی دیگر که باید در نظر گرفت این است که جناح حاکم ممکن است از ابزار رد صلاحیت اسفادده بکند بنابراین
میتوان از گزینه ای که احتمال رد
صلاحیتش تقریبا غیر ممکن باشد استفاده
کنیم که گزینه حسن خمینی و هاشمی رفسنجانی میتواند مفید واقع شود برای درک بهتر
در اینجا به نقاط ضعف و قوت این سه گزینه
خواهم پرداخت تا ببینیم کدامیک
برای اداف اصلاح طلبانه میتواند موثر واقع شود
1 سید حسن خمینی
الف – مزایا
تضین تایید صلاحیت
- اجماع عمومی بر روی ایشان -
گرفتن قدرت تخریبی اصولگرایان -
داشتن پایگاه در درون جامعه روحانیت و بخشی از اصولگرایان – قدرت بسیج
مردمی
ب
معایب
عدم انگیزه برای کاندید شدن – عدم تجارب مدیریتی – عدم
مواضع شفاف در قبال مسایل روز خصوصا
مسایلی که دغدغه جامعه روشنفکری ایران امروز هست –
این مسایل باعث شده که نخبگان دچار تردید جهت تشویق ایشان به امدن و نامزد شدن بکند چرا
که اولا مواضع و دغدغه ایشان الزاما همان
موضوعات اصلاح طلبان نیست ثانیا انتخابات فقط پیروز شدن در انتخابات نیست و بعد
از انتخاب شدن است که مسیولیت اصلی به دوش
می افتد که با توجه به نقاط ضعف
ایشان ممکن است مردم بار دیگر سرخورده
شوند
2 محمد خاتمی
الف نقاط قوت
قدرت اجماع احزاب و فعالین بر روی ایشان – داشتن تجربه و
توان لازم برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه
– سمبل اصلاح طلبی در ایران و شناخت کافی مردم از ایشان - توان رای اوری بالا -
ب نقاط ضعف
قاطع نبودن در برابر
جناح رقیب و مماشات بیش از حد در برابر انان – احتمال رد صلاحیت ایشان
توسط شورای نگهبان – حضور اقای خاتمی باعث
دودستگی و حتی سرخوردگی در جبهه اصلاح طلبان میشود چرا که خاتمی توان دفاع از سران جنبش سبز را برخلاف
سید حسن خمینی و هاشمی را ندارد
با توجه به جمیع
جهات خاتمی هم نمیتواند گزینه مناسبی برای اصلاح طلبان باشد چرا که اولا خاتمی در صورت حضور از تشتت اصولگرایان
جلوگیری میکند و انها را در جبهه واحدی متحد میکند و در صورت احساس خطر
انها قادر خواهند بود که وی را رد صلاحیت کنند و ایشان هم روحیه مبارزه جویی
ندارند و تمکین خواهد کرد از اقدامات انها
ثانیا هم چنانکه گفته شد نه تنها از پراکندگی و چند دستگی اصولگرایان جلوگیری
خواهد کرد که باعث دو دستگی در جبهه خودی
و اصلاح طلبان و جنبش سبز خواهد شد مضافا اینکه خاتمی با توجه به
روحیاتش قادر به ارایه مطالبات حداکثری نخواهد بود که سهل
است ایشان شرایط
سخت جناح حاکم را هم بپذیرد و به
قول معروف به" غلط کردم " بیفتد که باعث سرخوردگی شدید جنبش سبز خواهد شد
3 هاشمی رفسنجانی
الف – نقاط قوت
توان اجماع نخبگان و فعالین سیاسی بر روی ایشان –
تجربه کافی برای بازی کردن در بین مهره های مختلف حاکمیت - مقبولیت نسبی نزد نخبگان و همچنین جامعه
جهانی– ایجاد اتحاد در بین اصلاح طلبان و قدرت جذب بخشی از اصولگرایان و هم چنین ایجاد تشتت بیشتر در بین اصولگرایان
ب – نقاط ضعف
نتیجه گیری : اقای
هاشمی در این موقعیت میتواند بسیار موثر
باشد اولا بدون دغدغه رد صلاحیت شدن
میتواند با شعار و مطالبات حداکثری وارد
انتخابات شود ثانیا میتواند همه نیروهای
اصلاح طلب و میانه روهای اصولگرا را حول
خود جمع کند ثالثا با توجه به ذهنیت اصولگرایان که هر کسی میتواند هاشمی را شکست
دهد همه نامزهای بالقوه انها وارد گود خواهند شد و موجبات تشتت انها را فراهم می اورد
لذا بر همه اصلاح طلبان
و فعالین سیاسی است که به کمپین حمایت از هاشمی بپیوندند و ایشان را ترغیب
به حضور در انتخابات کنند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر