.
...
برای درک درست از وضعیت سیاسی امروز ایران باید به خواستگاههای قدرت نگاهی دقیق انداخت تعدد نامزهای انتخابات ریاست جمهوری ممکن است این شایبه را پیش بیاورد که مراکز قدرت در ایران فراوان است و با یک انتخابات چند ضلعی مواجهیم ولی با کمی دقت میتوان متوجه شد که بسیاری از کاندیدها خاستگاه قدرتشان با یکدیگر همپوشانی دارد و با توجه به عدم کارکرد حزبی در کشور؛ نامزدی خیلی از انها یک هوس شخصی است که با علم به خاستگاه یکسان اجتماعی هر کدام سعی میکنند خود را بر دوستان و همفکران تحمیل کنند در واقع انچه که در کشورهای دیگر مثل امریکا یک رقابت درون حزبی محسوب میشود در ایران به رقابت اصلی تبدیل میشود که البته مشخص است همه انها تا اخر نمیمانند و بعد از چانه زنی پشت پرده به نفع یاران همفکر کنار می روند
با اینحال چهار قطب سیاسی با چهار گرایش مختلف و خاستگاه قدرت متفاوت را میتوان حدس زد که در انتخابات با هم به رقابت میپردازند
اولین گروه که دورخیز بلندی هم برای رقابت دارد حلقه بیت رهبری سپاه و نهادهای امنیتی است این گروه که در سال 84 و 88 به دور محمود احمدی نژاد گرد امده بودند حال با وضعیت اسف بار فعلی خود را منتقد دولت کنونی میدانند و سعی میکنند با انتقاد از وی از زیر بار مسیولیت دولت کنونی شانه خالی کرده ولی از خاستگاه اجتماعی ان استفاده لازم را بکنند
همچنانکه در سخنان اقای خامنه ای میتوان مشاهده نمود وی دنبال یک شخصیتی مثل محمود احمدی نژاد است منهای نقاط ضعف ایشان که از دید وی نقاط ضعف احمدی نژاد منحصرا در رفتار یک سال گذشته وی متبلور است یعنی اطاعت محض نکردن از ولایت فقیه و تشکیل حلقه قدرت جدا از بیت رهبری که این حلقه قدرت از طرف رهبری و سپاه به حلقه انحرافی مشهور شده است
بنابراین کسانی که خود را ذوب در ولایت و نزدیکترین افراد به تفکر رهبری میدانند با فاصله گرفتن از دولت کنونی دوست دارند از همان فضا استفاده کرده و با باز تولید همان ادبیات و گفتمان قدرت را همچنان در اختیار داشته باشند
نامزدهای انتخاباتی ای دسته عبارتند از لنکرانی ؛ زاکانی ؛ و سعید جلیلی ؛ و البته کمی ضعیفتر حداد عادل
همچنانکه پیشتر هم گفتم نامزد مطلوب خامنه ای اقای جلیلی و حداد عادل هست که با توجه به احتمال رای اوری ضعیف حداد عادل و هم چنین منتسب بودن وی به بیت رهبری و هم چنین نقشی که وی در دیگر نقاط قدرت میتواند ایفا کند چندان رغبتی به سرمایه گذاری بر روی ایشان نیست و گزینه اصلی هم چنان سعید جلیلی میباشد یعنی فردی که گمنام باشد ؛ دست پاک باشد و به عبارتی نماد ثروت و رانت و ... نباشد ؛ غلام حاقه به گوش باشد ؛ مثل احمدی نزاد پایگاه اجتماعی خاصی نداشته باشد ؛ وبه عنوان یک سیاستمدار ساده زیست بتواند از گفتمان مورد نظ رهبری دفاع همه جانبه کند که همه این ویژگی ها در سعید جلیلی متبلور است که در صورت حضور وی افرادی چون لنکرانی ؛ زاکانی ؛ فتاح تحت الشعاع وی قرار گرفته و از گردونه رقابت بیرون میروند
دومین گروه حاضر در انتخابات اصولگرایان سنتی هستند خاستگاه اجتماعی این گروه تکایا ؛ مساجد اماکن مذهبی بخشی از قشر متوسط مذهبی ؛ روحانیت و سیاستمداران و احزاب قدیمی نظام جمهوری مثل جمعیت موتلفه و جامعه روحانیت و جامعه مهندسی و.... میباشد نامزدهای بالقوه و بالفعل این گروه افرادی مثل قالیباف علی لاریجانی مهندس باهنر یحیی ال اسحاق پور محمدی منوچهر متکی و حتی شخصی مثل علی اکبر ولایتی میباشند و به احتمال زیاد اینها بر روی شخصی مثل قالیباف اییتلاف خواهند کرد هر چند حضور قالیباف در گروه2+1 کمی لیدرهای این گروه را دلخور کرده با اینحال پیش بینی این است که نامزد مورد وثوق این گروه قالیباف باشد
گروه سوم میانه روها اعم از چپ یا راست میباشد خاستگاه اجتماعی این گروه بخشی از طبقات متوسط رو به بالا تحصیل کردهها تکنو کرات ها و مدیران ادارات سرمایه داران هم چنین احزاب میانه رو همچون حزب کار ؛ حزب کارگزاران ؛ وچند حزب دیگر نامز انها افرادی همچون نجفی ال اسحاق ؛ حسن روحانی و حتی شخصی مثل محمد رضا عارف میتواند باشد البته زمزمه حضور هاشمی رفسنجانی هم هست که در صورت حضور وی همه اینها به نفع وی کنار خواهند رفت
گروه چهارم اصلاح طلبان و نیروهای ملی مذهبی و جنبش سبز هستند که با توجه به درگیری سال 88 این طیف با نظام اعضا این گروه هنوز مردد هستند که ایا در انتخابات شرکت کنند یا نه ؛ و اگر شرکت کنند با چه کبفیتی ؟
و با توجه به خاستگاه اجتماعی گسترده این گروه ؛ تشتت ارا و پراکندگی تیوریک این جبهه طبیعی به نظر میرسد
بعضی از اعضا ولیدرها مثل عبداله نوری معتقد به حضور در انتخابات با مطالبات حداکثری است ولو به قیمت رد صلاحیت نامزد مورد نظر بعضی ها مثل جنبش سبزها خواهان تحریم انتخابات هستند بعضی ها خواهان حضور در انتخابات با مطالبات حداقلی هستند و حتی بعضی دیگر خواهان اییتلاف با کاندید میانه رو اصولگرایان میباشند این تشتت آرا باعث سردر گمی بدنه اجتماعی این جبهه شده و حتی باعث سردر گمی لیدر های این گروه نیز شده است با این حال افرادی هم چون محمد علی نجفی ؛ عارف ؛ جهانگیری ؛ کواکبیان ؛ حسن روحانی ؛ محقق داماد ؛ جواد اطاعت و... نامزدهای بالقوه این گروه هستند ولی این افراد نتوانسته اند اجماع نسبی اصلاح طلبان را به دست بیاورند و فعالین این گروه خواهان نامزدی فردی قوی و مورد توافق همه گروهها هستند چیزی که بدنه اجتماعی این گروه نیز خواهان ان است
اینها خواهان نامزدی افرادی همچون سید حسن خمینی ؛ خاتمی و هاشمی رفسنجانی هستند که تا این لحظه هیچکدام از این افراد برنامه ای جدی برای ورود به انتخابات ندارند و هر کدام ملاحظات خود را دارند ولی در صورت حضور هر کدام از اینها بقیه کنار خواهند رفت و جبهه گسترده اصلاح طلبان پشت سر اینان قرار خواهد گرفت
البته ناظران معتقد به گروه پنجمی هم هستند که همان طیف دولت یا انجنانکه بیت رهبری و سپاه میگوید "حلقه انحرافی " ؛ که با توجه به اینکه اینان پایگاه اجتماعی خاصی ندارند نمیتوان حضور انها را به عنوان یک گروه و قطب اتخاباتی محاسبه نمود در واقع خاستگاه اجتماعی این طیف توسط جبهه پایداری سپاه بسیج و..... مصادره شده و انها نمیتوانند از این خاستگاه استفاده کنند
شاید تنها قدرت انها استفاده از امکانات دولتی و سردادن شعار های پوپولیستی (مثل یارانه هر نفر250000) و سرمایه گذاری بر بخش فرودست جامعه باشد که بعید است این گروه با توجه به وضعیت اسف بار فعلی قدرت مانور چندانی بر روی این حربه داشته باشند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر