هارای هارای من تورکم
این شعاری است که یعضی از ترکهای هوت خواه/تجزیه طلب /پانترک و یا هر اسم
دیگری که میشه بر روی انان گذاشت در بعضی
از گردهماییها مثل مسابقات فوتبال سر میدهند
و نظرشان این است که تورکها یک ملت
هستند که توسط فارسها استثمار شده اند و دنبال هویت گمشده خودشان میگردند
البته این هویت خواهی در مناطق دیگر مثل کردستان و لرستان و عربها و بلوچها و... هم با شدت و
ضعف متفاوت دنبال میشه
سخنان انها شامل طیف های گوناگونی از افراد شامل
حقوق بشر و دموکراسی خواهی مبارزه با شونیسم فارس و بحثهای جامعه شناختی و....
میشه
اما براستی
هویت چیست ترک بودن و یا فارس بودن به چه معناست ایا مدعای انان مبنی بر سلطه فارسها بر دیگر
اقوام درست است و اگر درست است راه حل چیست/
واقعیت این است که بعد از سقوط ساسانیان کشوری به نام ایران یا پرشین و یا هر نام دیگر
با هویت فارسی وجود نداشته و سرزمین فعلی ایران مورد تاخت و تاز اعراب و بعد از ان
با از بین رفتن اقتدار مرکزی مورد تهاجم مغولها و ترکها و دیگر اقوام واقع شده که
البته به نوعی باعث تداخل فرهنگها و نزدیکی بین ملتها هم در قرون متمادی شده است
چنانکه فلات ایران امروز و جمعیت ساکن در ان شامل افراد ترکزبان عرب و دیگر
اقوام شده است زبان فارسی نیز شامل لغات
بسیار زیادی از کلمات عربی ترکی و جدیدا
غربی بوده و هست فرهنگ این مرز و بوم هم
نزدیکترین فرهنگ به ملتهای اطراف مثل عربها و به خصوص ترکها میباشد
حکومتهای حاکم بر این سرزمین هم یا عربها و یا
ترکها بوده اند و البته سایر اقوام محلی مثل ال زیار در شمال صفاری ها در بلوچستان
زندیه در لرستان و..... که سهم ترکها بیشتر از بقیه بوده است
ولی چیزی که ترکها و یا کردها در شعارهای خود
مطرح میکنند نه ایران تاریخی که ایران معاصر را مورد انتقاد قرار میدهند و مدعی هستند که با روی کار امدن رضا خان و فرزندش و بعد از حکومت اخوندها خیلی سازمان
یافته در صدد توسعه پان فارس هستند و دیگر اقوام مورد بی توجهی مطلق قرار گرفته
اند تا جاییکه خطر اسمیله شدن در فرهنگ
فارس را هشدار میدهند
باز سوالات را تکرار میکنیم
هویت خواهان منظورشان از هویت چیست ؟ هدف از هویت خواهی چیست؟ و ایا فارسها مسیولیت
عقب ماندگی ویا سرکوب هویت انها شده است ؟
ظاهرا هیچ ملاکی برای تعیین هویت وجود ندارد
انچه من از مجموع گفته های انان شنیدم تکیه بر زبان مادری است یعنی کوردها تنها تفاوتشان با دیگر اقوام
ایرانی زبان انهاست و یا تورکها کسی را که به زبان تورکی صحبت کند را جزیی از ملت ترک مینامند
شاید برای هویت سازی به بعضی از خرده فرهنگ ها
هم اشاره کنند ولی اینها تمایز چندانی ایجاد نمیکند چنانچه بسیاری از همین خرده
فرهنگها هم در فرهنگ فارسها و دیگر اقوام هم وجود دارد
البته انها به حق خواهان فراگیری به زبان مادری هستند و حکومت
گران ایران هم خیلی ناشیانه جلوی این حق طبیعی را میگیرند ولی چیزی که اهمیت دارد
دشمن ساخته ذهن این گروه است یعنی خواسته
به حق خود را که توسط حکومتهای سرکوبگر پایمال شده را به ناحق به دشمن فرضی فارس
نسبت میدهند تو گویی که این حکومت تمام هم
و غم خودش را معطوف فرهنگ فارس قرار داده در صورتی که این حکومت به شدت با فرهنگ فارس مخالف است و فارسها
بیشترین کینه را از این حکومت به خاطر ترویج فرهنگ عرب و مبارزه با ایران دوستی
انجام میدهد
یکی دیگر از انتقادات انها عقب ماندگی مناطق غیر
فارس میباشد
که البته باز هم هیچ متر و معیاری نشان نمیدهند
و بیشتر در حد همان شعار برای تحریک احساسات
باقی میماند
مثلا بر طبق امار ارایه شده مناطق لر نشین و زاگرس نشین شامل لر ها و کوردها و استان فارس محرومترین نقاط کشور محسوب میشوند در حالی که
مناطق ترک نشین جز مناطق توسعه یافته کشوری محسوب میشه
یکی دیگر از انتقادات انها عدم به کار گیری
اقوام غیر فارس در مناصب کشوری و لشگری میباشد
جمهوری اسلامی یک حکومت مستبد با ایدویولوژی
شیعی است بنا براین از دید انها کسانی
مناسب تصدی مناصب حکومتی هستند که 2 ویژگی را داشته باشند یک: وفادار به جمهوری اسلامی و ایدویولوژی
مذهبی انان باشد دو: شیعه باشد
که البته اولی مهمتر از دومی میباشد بنابراین تبعیض در این مورد نه بر اساس اقوام و
یا تفاوتهای زبانی که بر اساس اشتراکات
مذهبی بنا شده است
بنا بر این در این مورد اقوم غیر شیعی مثل
کوردها و بلوچها بسیار مورد تبعیض قرار میگیرند در حالی که ترکها فارسها و عربها بیشترین
مناصب را در اختیار دارند و تاریخ هم نشان داده که هم حکومت جمهوری اسلاامی و حتی
حکومت پهلوی محدودیتی برای تورکها قایل نشده چنانچه اکثر وزرا و وکلا و نخست
وزیران از تورکها بوده اند در همین حکومت
فعلی از رهبر گرفته تا وزیر و وکیل و رهبر اپوزوسیون ملی مذهبی و... ترک هستند
و البته نکته ان هم این است که هویت خواهان باز
به ناحق این تبعیض را به غیر فارس بودنشان نسبت میدهند وجالب اینجاست که در این
میان فارسها بیشتر از بقیه سرکوب میشوند ولی
تجزیه طلبها به راحتی از کنار این موضوع میگذرند
یکی دیگر از انتقادات انها عدم اجازه فعالیت
سیاسی به اقوام غیر فارس میباشد
چنان این موضوع را در بوق و کرنا میکنند که گویی
فارسها به صرف فارس بودنشان اجازه هر نوع فعالیت سیاسی را دارند و این محدودیتها
فقط شامل اقوام غیر فارس میشود
این حکومت با هر نوع سلیقه سیاسی و تنوع
فعلیتهای سیاسی مخالف است و اتفاقا به تنها موضوعی که برای مشارکت یا عدم مشارکت
افراد در فعالیتهای سیاسی فکر نمیکند همین
مسیله قومیت هاست انها اگر کسی به عقاید
انها پایبند باشد به جمهوری اسلامی معتقد باشد
و برای انها کار بکند به او همه نوع امتیاز اعم از سیاسی اقتصادی و... را
میدهند خواه ترک باشد یا لر یا بلوچ و یا فارس و اگر کسی بنای مخالفت با مثلا ولی
فقیه را داشته باشد حتی اگر مرجع تقلید شیعه و فارس هم باشد وی را سرکوب کرده و اجازه هیچ نوع
فعالیتی برای وی نمیدهند به امار زندانیان
سیاسی نگاهی بیندازیم متوجه در صد بالای زندانیان فارس به نسبت سایر اقوام
میشویم
به عبارتی سرکوبی فعالین سیاسی توسط یک حکومت
خودکامه دست اویزی برای گروهی هویت خواه شده است که طبق معمول انرا به دشمن
خوساخته شاه یعنی قوم فارس نسبت میدهند
واما مهمترین چالش انها تعریف هویت و ملت و
سرزمین است
انها از یک طرف قوم فارس را به شونیزم متهم میکنند
و میگویند که فارسها حقوق سایر اقوام را پایمال کرده و همه چیز را برای خودشان
میخواهند ولی از طرف دیگه در شعارها و
نوشته هایشان ارمان شهر انان شهری است که فقط قوم خاص خودشان صاحب همه چیزهایی
باید باشد که الان توسط قوم فارس تصرف شده
انگار که در ان ارمانشهر جایی برای سایر اقوام نیست و یک شونیسم قومی
وناسیونالیزم افراطی را ترویج میکنند مثلا در حالی که خیلی از شهرهای ایران ترکیبی
از اقوام میباشد مثل ارومیه یا نقده و..... کوردها خواهان شهری با محوریت کردها
مبیاشد و تورکها خواهان تسلط ترکها بر این سرزمین و انگار چیزی به نام انسانیت در
این میان گم شده و یا انسان خوب انسانی است متعلق به قوم خاص
انها از حقوق پایمال شده خود توسط فارسها
مینالند و در پس زمینه ذهنشان هیچ حقوقی برای اقوام دیگر متصور نیستند
انان برای رسیدن به ارزوهایشان علاوه بر فرهنگ و
زبان و تعلقات فرهنگی به جمعیت و سرزمین هم نیاز دارند که البته در این دو فاکتور
هم به شدت دچار تناقض هستند مثلا تجزیه
طلبان ترک در حالی که بسیاری از شهرهای ترک نشین در نقشه ترسیمی انها دارای تنوع قومیتی هست و انها هیچ
حقوقی برای دیگر شهروندان قایل نمیشوند
شهرهای ترک نشین دیگر مناطق ایران را از قوم ترک نمیدانند
اگر ملاک زبان ترکی باشد که در اکثر شهر های
ایران گروهها و افراد ترکزبان وجود دارند چرا مبارزات بشر دوستانه شما شامل حال
انان نمیشود و یا ما کردهای خراسان را داریم ایا تلاش برای حقوق از دست رفته کردها
شامل انان نیز میشود؟
تکلیف شهروندان فارس زبان در مناطق کرد نشین و
یا ترک نشین چیست؟ ایا حقوق انان به رسمیت شناخته میشود؟
اصلا مرز سرزمینی را چگونه تعیین میکنید مثلا ترکها در بعضی مناطق با کوردها سرزمین
مشترک دارند در قسمتهای شرقی با گیلکی ها مشترکند در جنوب مناطق مشترک با لر ها و
فارس ها دارند
اصلا خود تهران نصف جمعیت ان ترک هست و به قولی
دومین شهر بزرگ ترک نشین دنیا میباشد ایا
تهران هم جزیی از قلمرو انان است ؟ اگر نیست چرا اینهمه جمعیت ترک باید در سرزمین دیگر ان
زندگی کنند و مشکلی هم ایجاد نمیکند و شما هم قایل به حقوق انان نیستید ولی ان بخش
از مردم ترک حقوقشان دارد پایمال میشود و لا جرم باید در سرزمین جداگانه و حکومتی
جداگانه زندگی کنند ؟
نتیجه
هر شهروند حق تعیین سرنوشت خود را دارد حق حیات
حق تعیین مکان زندگی حق صحبت به زبان مادری و ....
هیچکس نمیتواند منکر این حقوق بشود
در ایران هزاران سال اقوام مختلف کنار هم زندگی
کرده اند فرهنگ و تمدن مشترک داشته اند و به فراخور زمان هر قومی گاهی مسلط و گاهی مغلوب بوده تا امروز
در دنیایی که به شدت و سرعت دارد جهانی میشود و سرعت تکنولوژی انسانها را هر چخ بیشتر دارد به
هم نزدیک میکند سرزمین ما به خاطر حکمرانی عده ای نا لایق اقوام ساکن در این
سرزمین را روز به روز از هم دورتر میکند و تخم نفاق و کینه و اختلاف را برای دوام
چند روز بیشتر حکومتشان در بین اقوام میپراکنند
و عده ای سود فرصت طلب نیز از این اب گل الود میخواهند ماهی بگیرند انها تمام کاستیها و تبعیض ها را به دروغ به
پای قوم فارس مینویسند در حالی که درد مشترک همه ما استبداد است و همه به نوعی
داریم در زمین استبداد بازی میکنیم
اقوام
ایرانی باید به جای اختاف داشت و جنگ با یکدیگر به ریشه همه این مشکلات
بپردازند که همانا استبداد است
در سایه یک حکومت ملی و دموکرات میتوان حقوق
اقلیت ها را به رسمیت شناخت سرزمین همه
اقوام اعم از فارس و ترک و کرد و بلوچ را اباد کرد در سایه ازادی میتوان در کنار
همدیگر مسالمت امیز زندگی کرد
کدام یک از حقوق را نمیتوان در یک حکومت دموکرات
به دست اورد که با جدایی از سرزمین مادری میتوان به ان رسید ؟
همراه شو عزیز همراه شو/ کاین درد مشترک هرگز
جدا جدا درمان نمیشود
من در این پست منتظر سوالات تجزیه طلبان / هویت
خواهان میباشم و از نقطه نظرات انها استقبال خواهم کرد
با تشکر از عنایتت به موضوع، من خلاصه وار عرض میکنم:
پاسخ دادنحذف1- مهم این نیست که چه تعداد از مسئولان ارشد کشور تورک زبانند، مهم گفتمان حاکم است بطوریکه حتی رهبر هم خود را مشهدی میداند!و مسئولان ارشد تورک زبان، نه انگیزه و نه اندیشه و نه جرات یک کلمه دفاع از زبان تورکی و مطالبات بحق این مردم را ندارند.
2- در مقایسه پیشرفت و عقب ماندگی مناطق ایران، باید گدشته ی آنها را ابتدا دید. ببینید تا 100 سال قبل تبریز و اذربایجان چه وزنه ای در کشور بودند و الان چه هستند. در حالیکه 100 سال قبل تبریز تنه به تنه ی تهران میزد اکنون شاید یک دهم تهران هم قدرت اقتصادی و فرهنگی و ... ندارد. تا همین 30-40 سال قبل لااقل تبریز برتر و سرتر از مشهد و اصهان بود که اکنون به مدد برنامه ریزی های دراز مدت گان ایرانیسم، از آنها هم بسیار عقب مانده است. خوشحالی میدانم ! مگر اینکه نگاه انسانی را در خود تقویت کنی . آنگاه خوشحال نخواهی بود.
3- آرش دکلان را میشناسی؟ مقالاتش را بخوان. به گمانم آنگاه به سبکی و سطحی بودن نوشته ی خود در قیاس با مقالات او اعتراف خواهی کرد. این دو مقاله ی او را سرچ کن:
قومیتگرایی و روایتگری
من یک فارس تجزیه طلبم
به وبلاگ من هم سر بزن :
ardogan.arzublog.com
اقای علیپور
حذفبا تشکر از نظر شما
1 من اظهار فضل نکرده بودم که شما مرا به مقالات دکلان ارجاع میدهی و منتظری تا بنده جلوی وی لنگ بیندازم
2 فارغ از مقالات ایشان من فقط یه سرس سوالات به قول شما سبک و سطحی مطرح کرده بودم دوست دارم جواب ایشان و دیگر افراد را بشنوم شاید نکته ای باشد که من از ان غافلم
3 جواب شما که قانع کننده نبود و پر است از مغالطات کلامی
اولا من حق تکلم به زبان مادری را خواسته ای به حق دانسته بودم که توسط حکومتهای خودکامه به ناحق نادیده گرفته میشه فقط سوال من این بود این خواسته ایا توسط فارسها نادیده گرفته شده یا حکومتهای خودکامه که بیشتر حامان ان هم ترک هستند و ایا برای رسیدن به خواسته به حق شما باید با قوم فارس مبارزه کرد یا حکومتهای خودکامه
ایا برای رسیدن به مطالبات اجتماعی باید برای دموکراسی مبارزه کنیم یا جنگ و جدایی از فارسها؟
3 اگر ایران را برای همه ایرانیان بدانیم ایا توقع شما این است که مثلا تبریز همه امکانات را ببلعد ولی کوردها و یا لر ها محروم بمانند
شما از یه طرف انتقاد میکنید که مناطق غیر فارس محروم هستند مثل کرها لر ها و بلوچها و...
واز یه طرف دیگه میخواهی امکانات به جاییی غیر از تبریز روانه نشه
در مورد تهران هم میتونی یه سری به تمامی صنایع کارخانه ها بازار و هر جای که به ذهنت میرسه سر بزنی
خواهی دید که 70 در صد همان امکانات مورد اشاره شما در دست ترکها ست
4 مقاله ارش دکلان هم هیچ چیز جدیدی نداشت جز بازی با کلمات
در منطق به این بحث و جدل میگویند مغلطه پهلوان پنبه
ایشون یه فرد عامی خیالی گیر اورده بعد منطق و استدلال های بچگانه وی را به عنوان منطق مثلا پان فارسها ارایه میده
و بعد با چند جواب ساده پهلوان پنبه خیالی را به زمین میزنه
و سرمست از پیروزی
ای عزیز مغالطه این است که شما نوشته ای:
پاسخ دادنحذف...واز یه طرف دیگه میخواهی امکانات به جاییی غیر از تبریز روانه نشه!!!
من کجا چنین ادعایی کردم؟
برعکس من هم معتقدم که تمامی مناطق غیر فارس نشین- یا تقریبا تمامی آنها- عامدا و عاملا در طول 60-70 سال اخیر با عدم سرمایه گذاری متوازن عقب نگهداته شده اند. تبریزهم از این قاعده مستثنی نبوده است.
و اما آرش دکلان، من وکیل مدافع او نیستم. اما متاسفانه باید عرض کنم این شمایید که با اصول منطق و استدلال بیگانه اید.
برادر عزیزم- که نامی هم که برای خود برگزیده ای اشاره به خصلت خود برتر بینی آریایی دارد!، مقاله ی پانفارسیسم دکلان را هم بخوان. او حتی یک تورک هم نیست که متهم به تعصب بکنیش.اشتباه نکن عزیز. ما با فارسها و زبان فارسی هیچ خصومتی نداریم. عامه ی مردم فارس هیچ تقصیری در آنچه پیش آمده و ادامه دارد ندارند، مساله نگرشی است که حتی در میان حکومتیان هم نفوذ شدیدی دارد. برخی از پان ایرانیستها- و بواقع پان فارسها- با پوشش و لعاب اسلام در بدنه ی حاکمیت نفوذ فراوان دارند....
و بالاخره، انتظار داشتم مقالات وبلاگ حقیر را نیز مطالعه نموده و در موردشان افاضه ی فیض میفرمودید. سعی کنیم گوشهایمان را بیش از و پیش از زبانمان بکار گیریم.
اقای علیپور عزیز
حذف1 شما در کامنت قبلی خود نگاه بیندازید میگویید تبریز قبلا خیلی سر تر از همه شهرهای ایران بوده ولی الان به لطف حکومت های فارسگرا تبریز عقب مانده
معنای مورد نظر شما این است که پان فارسها به شهرهای تورک نشین و یا غیر فارس توجه ندارند
ولی معنای دوم ان هم این است که چون تبریز سر تر از شهرهای دیگه بوده حالا هم باید امکانات به همانجا بره و تبریز همیشه سرتر باشه و خوب طبیعتا دیگر نقاط کشک
و اما منطق و استدلال مد نظر شما
دقیقا بگویید با کجای مطلب مشکل دارید
اول من اسمم ارش هست واین هیچ ربطی به خود برتر بینی ندارد
ثانیا من لر هستم و همسرم هم تورک هست و اصلا من اعتقادی به وجود قوم فارس ندارم شما از هر کس سوال کنید میبینید که انها میگویند ما در وهله اول ایرانی هستیم و شخصیت دوم خود را مثلا کرد ترک لر بلوچ سرخی بکش گیلک عرب و.... میداند
سوما شما بهتر است با نام بردن از اون فرد پان فارس مشخص کنید که به کی انتقاد دارید
این دولتیها که اکثرشان اذریهای عزیز هستند
این پان فارسها کی هستند که شما اینقدر دون کیشوت وار به انها حمله میکنید
و دست اخر هم اینکه من معتقدم نسبت به اقوام ایزانی اعم از اذری کرد بلوچ لر و فارس با درجات متفاوت ظلم و اجحاف میشود توسط مستبدین حاکم در تمام طول تاریخ
چه حاکمان ترک چه لر و چه فارس
خیلی از انتقادات شما هم وارد هست مثل حق تحصیل به زبان مادری
ولی این مشکلات همچنان که گفته شد ناشی از استبداد است و نه قوم موهوم فارس
راه علاج هم اتحاد همه اقوام برای رسیدن به ازادی و دموکراسی است و نه انچه بعضی ها معتقد به تجزیه و جدا شدن از سرزمین ایران